آرزو میکنم برسند به آنچه میخواهند آنان که نگذاشتند من به آنچه میخواهم برسم.......!

آرزو میکنم دریابند غرورخودرا آنان که آینه جلوی من گرفته اند.......!

آرزو میکنم شادباشند آنان که برای شادیشان شادی از من گرفتند.....!

آرزو میکنم زندگی کنند آنان که زندگی از من گرفتند.......!

آرزو میکنم خوش بخت شوند آنان که خوش بختی را از من گرفتند.....!

آرزو میکنم به سنگ بخورد زندگیشان تا بدانند سنگ یعنی چه.....!

آرزو میکنم بچشند مزه شکست را آنان که این مزه را به من چشانیدند......!

آرزو میکنم ببینند آنچه را هنوز ندیده اند از هرکس.......!

آرزو میکنم چشمانشان باز شود وقتی که دیگر هیچ کس نیست......!

آرزو میکنم بچشند مزه نامردی را همانگونه که خود به من چشانیدند......!

آرزو میکنم غمگین شوند در شادترین لحظاتشان به یاد غمی که در شاد ترین لحظات من ساختند.....!

آرزو میکنم کسی با ندانم کاری هایش کاری کند که آنها در آینه فردی شکست خورده ببینند.......!

آرزو میکنم به یاد بیاورند.......!

بیدارشوند.....!

ببینند...!

آرزو میکنم......!

آرزو میکنم سکــــــــــــــــــــــــــــــوتم در جایی شکسته شود که دیگر هیچ دفاعی برای خود نداشته باشید

سخت است که می نوش کسی دیگر بود

شمع شب خاموش کسی دیگر بود

با یاد کسی که دوستش داری

یک عمر در آغوش کسی دیگر بود

اگه قلبمو شکستی...

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

 این منم چون گل یاس نشستم سر راهت

 تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

 اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم

اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده

 تو بگو کدام عاشق رنج دوری رو ندیده

اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم

 میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم

تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند

تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

   sms-jok.royablog.com شعرو متن عاشقانه

 

 

 

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

 

   sms-jok.royablog.com شعرو متن عاشقانه

 

تو را دوست دارم

ووقتی تونیستی غمگینم

و به آسمان آبی بالای سرت

واخترانی که تو را می بینند رشک میبرم

تو را دوست دارم

وآنچه می کنی در نظرم بی همتا جلوه  می کند

چرا آنهایی که دوستشان دارم بیشتر شبیه توهستند

تو را دوست دارم

اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم

حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم

زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند

می دانم که دوستت دارم

اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باو می کنند

وچه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند

زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست

عشقم دوستت دارم 

 

قلب من فرش پای کسانی ست که هرازگاهی یادی از ما میکنن !

عکس هفته


ماه من غصه چرا؟

6upzdo0qbi4cu0eo4fb.gif


آسمان را بنگر كه هنوز بعد صد ها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبي پر از مهر به ما مي خندد

يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان
نه شكست و نه گرفت
بلكه از عاطفه لبريز شد و
نفسي از سر اميد كشيد
و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت
تا بگويد كه هنوز پر از امنيت و احساس خداست


h6xvwjd5ukvx7v6m9kss.jpg


ماه من غصه چرا

تو مرا داري و من
هر شب و روز
آرزويم همه خوشبختي توست
ماه من دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
كار آن هايي نيست كه خدا را دارند
ماه من غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات از لب پنجره ي عشق، زمين خورد و شكست
با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن
و بگو با دل خود كه خدا هست خدا هست
او هماني است كه در تارترين لحظه ي شب



nvgtgta30jekhk5wqyg.jpg


راه نوراني اميد نشانم مي داد
او هماني است كه دلش مي خواهد
همه زندگي ام غرق شادي باشد
ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد
معني خوشبختي، بودن اندوه هست
اين همه غصه و غم اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه، ميوه ي يك باغ اند


xhu9gp34iuxkstulq3v.jpg


همه را با هم و با عشق بچين
ولي از ياد مبر پشت هر كوه بلند
سبزه زاري است پر از ياد خدا
و در آن باز كسي مي خواند
كه خدا هست خدا هست و چرا غصه؟
پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا !
و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست
چرا غصه ؟! چرا؟
خدا هست...

عکس عاشقانه

 گله من دلم برات تنگ شده

یکی هست تو قلبم
که هر شب واسه اون مینویسم و اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلبه من این همه بی تابه
یه کاغذ یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیووونه
یه نامه که خیسه پر از اشکه و
کسی بازم اونو نمی خونه
یه روز همین جا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه می کردم درو که می بست میدونسیتم که می میرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
می ترسم یه روزی برسه
که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا کمک کن
نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوته اتاقو داره می شکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار
دوباره نمی خواد بشه باور من که دیگه نمیاد انگار
یه روز همین جا توی اتاقم یه دفعه گفت داره می ره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه می کردم درو که می بست میدونسیتم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون مینویسمو اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلبه من این همه بی تابه
یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیووونه

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

ای یار ای یار ای یار.....

داستان عاشقانه

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

دلم گرفته

 به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم...

 

یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم.

 

یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره.

یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم.

یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم.

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم...

می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه.

تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه.

توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه.

می خوام بشم همون آدم قبل کسی که از سنگ بود و دو رو برش دیواری از سکوت و بی تفاوتی...

می خوام تنها باشم...

هرگزلحظات با تو بودن را از یاد نخواهم برد .هرگز لبخند های ملیح وبی ریایت

را از یاد نخواهم برد.لحظات در گذر است ودقیقه دقیقه های ساعت برایمان مهم

است زیرا که دیگر تکرار نمیشوند شاید روزگاری یادمان آری که دیگر هیچ

نشانی از ما نباشد اما برگه ها بیانگوی دوستی بین ماست .بدان که هرگز

ازخاطرم نمی روی وبا تو بودن برایم لذت بخش است .

  اینک تو را به خدای زیبایی ها میسپارم

روزها ازپی هم میگذرند ونشانی از خود باقی نمی گذارند

ولی ای تنهاترین رویای عشق  هیچ چیز خیال تورا از من جدا نمی کند

 

 

دلم برایت خیلی تنگ است

شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام

 

و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام

 

اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم

نمیدانم چرا؟!

 

مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم

مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم

نمیدانم کجائی؟!

چه میکنی؟!

 

اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم

از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد

شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت می کند

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

تو را دوست دارم

ووقتی تونیستی غمگینم

و به آسمان آبی بالای سرت

واخترانی که تو را می بینند رشک میبرم

تو را دوست دارم

وآنچه می کنی در نظرم بی همتا جلوه  می کند

چرا آنهایی که دوستشان دارم بیشتر شبیه توهستند

تو را دوست دارم

اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم

حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم

زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند

می دانم که دوستت دارم

اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باو می کنند

وچه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند

زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست

عشقم دوستت دارم

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم
با داشتن تو ، حتی با غصه های بازی این زمانه پیر نمیشوم
تو به من محبت برسان ، من با بی محبتی هیچکس دلگیر نمیشوم
تو تنها در قلب من باش ، در این راه نفسگیر زندگی ، همنفسم باش
قلبم با قلب هیچ غریبه ای درگیر نمیشود.
اسیری بودم در قفس تنهایی ،
حالا گرفتارم در قلب تو ،
مطمئن باش با هیچ کلیدی  آزاد نمیشوم
اشکم را در نیار ، نا امیدی را به قلبم نرسان ،
من با هیچ حادثه ای پشیمان نمیشوم
هر چه از نبودن بگویی ، من از بودن می گویم
هر چه از فاصله بگویی ، من از در کنار تو بودن میگویم
هر چه از من نفرت داشته باشی ، من از عشق تو میگویم
هیچگاه از عاشق بودن خسته نمیشوم
در خلوت عاشقانه ی من ، تو در رویاهای منی
ببین که با تو چه رویاهایی در سر دارم ،
عزیزم هیچگاه از این خیالات دلزده نمیشوم
روزی در خیال عشق تو بودم ،
تا تو را به دست نیاوردم بی خیال نشدم
با همان خیال خوش ، عاشقت شدم ،
با همان خیال ، همان آرزوی محال ،
در دریای بی کران عشقت غرق شدم.
هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم ،
ای سرنوشت هر چه میخواهی با دلم بازی کن ،
من هیچگاه بازنده نمیشوم!

 

 fcv0bqda66c3tsp5tq7.jpg

عشق من

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم

نگاه عاشقانه ومعصومانه تو بود

زیباترین سخنی که شنیدمسکوت دوست داشتنی تو بود

زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود

زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود

زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود

زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود

زیباترین اعترافم عشق تو بود

دوستت دارم........

 

قبل از اینکه به کسی بگی : " دوستت دارم ..."

خوب فکراتو بکن...

چون شاید چراغی رو تو دلش روشن کنی...

که خاموش کردنش به خاموش شدن اون بیانجامه

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

بر سر قبر يه عاشق...!

 

 

"غـروبـا ميون هــفته بر سـر قـبر يه عاشـق...

 

يـه جوون مـياد مـيزاره گـلاي سـرخ شـقايـق...

 

بي صـدا ميشکنه بغضـش روي سـنـگ قبـر دلدار...

  

اشک ميريزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت ديدار...

 

زير لب با گـريه مـيگه : مـهـربونم بي وفايـي...

 

رفتي و نيـسـتي بدوني چـه جـگر سـوزه جـدايي...

 

آخه من تو رو مي خواستم اون نجـيـب خوب و پاک...

 

اون صـداي مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک...

 

تويي که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود...

 

ديدنـت حـتي يه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود...

 

تو که ريـشه کردي بـا من، توي خـاک بي قراري...

 

تو که گفتي با جـدايي هـيـچ مـيونه اي نداري...

 

پس چـرا تنهام گذاشـتي توي اين فـصل ســياهي...

 

تو عـزيـزتريني اما يه رفيـق نــيـمه راهــي...

 

داغ رفتنـت عـزيـزم خط کـشـيـد رو بـودن مـن...

 

رفتي و ديگـه چـه فايده ناله و ضـجـّه و شيـون...

 

تو سـفر کردي به خـورشـيد ، رفتي اونور دقايق...

 

منـو جا گذاشتي اينجا با دلي خـســته و عاشـق...

 

نمـيـخـوام بي تو بمـونم ، بي تـو زندگي حرومــه...

 

تو که پيش من نبـاشـي ، هـمـه چـي برام تمـومه...

 

عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک...

 

گفت جگر گـوشـه ي عـشـقو دادمـش دسـت تواي خاک...

 

نزاري تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـيـاش باش...

 

شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش...

 

و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـيـــاره...

 

پاکشـيـداز آسـمـون و جاشـو داد به يـک سـتاره...

 

اون جــوون داغ ديـده با دلـي شـکـسـته از غـم...

 

بوسـه زد رو خـاک يار و دور شد آهسـته و کم کم...

 

ولي چند قدم که دور شد دوباره گـريه رو سـر داد...

 

روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد:...

 

بـه خـدا نـمــيـري از ياد...!!!"

 


اگر میدانستم دنیا انقدر بی وفاست هرگز چشم به این جهان نمیگشودم

اگر میدانستم عاشق شدن هجر و فراق و طپش قلب داشت عاشق

نمیشدم اگر باور میکردم به عزیز ترین کسی که در این دنیا علاقه مندم نمیرسم

به قصه ی عشقش گوش نمیدادم اه! ای خدای من این چه روزگاری بود که

برای من رقم زدی چقدر این دنیا بی وفاست.