ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست
از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست
تو را دوست دارم
ووقتی تونیستی غمگینم
و به آسمان آبی بالای سرت
واخترانی که تو را می بینند رشک میبرم
تو را دوست دارم
وآنچه می کنی در نظرم بی همتا جلوه می کند
چرا آنهایی که دوستشان دارم بیشتر شبیه توهستند
تو را دوست دارم
اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند
می دانم که دوستت دارم
اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باو می کنند
وچه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند
زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست
عشقم دوستت دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 10:52 توسط دخترک عاشق
|


آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟