در عجبم از سیب خوردنمان...........
که از آن فقط چوبش میماند...
مگر این همه چوب که خوردیم
از یک سیب شروع نشد؟؟؟؟؟؟؟؟
که از آن فقط چوبش میماند...
مگر این همه چوب که خوردیم
از یک سیب شروع نشد؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت 13:16 توسط دخترک عاشق
|
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟