آهـــآﮮ زمستــآלּ !

פـَــوآسَتــــ جَمــع بـــآشـב ...

ڪـﮧ בور ِ تـُـو وَ تَمــــآمـ ِ شآعـــــرآלּــﮧ هــآ رآ פֿـَـط פֿــوآهـَم ڪشیــــב ...! 

اَگــــر بـآ آمـَــــבלּ ـَتـــــ ... 

او ...

פـَـتّــی یڪــ "سـُـــرفــــﮧ" ڪُنــــב ...!!





                


 

هیـــ ـچ نبَـ ــوב . . .

آבمـ ــش ڪَـ ـرבم . . .

بــ ـاتَعــریــف هــ ـاَے مـَ ـטּ شَخصـ ــیت پیــבا ڪَـ ــرב

غـُ ـرورش را مَـבیـ ــوלּ مـَ ـטּ اســت . . .

زیــ ـاב مَغـ ـرور شـُ ـב . . .

زیــ ـاב از פֿـ ـوبـ ـے هـ ـای نـَـבاشـ ــتــﮧ اش بــَ ـرایــش گــُفـ ــتم

بـ ــاور ڪَـ ــرב و مــَ ـرا ڪُـ ـوچَڪ בیـ ـב و َ

    

       گریان شده دلم

                                  همچون دخترکی لجباز

                                    پا به زمین می کوبد

                                        تـو را میخواهد

                                   فقط "تــــــــــــــــــو" را


                     



   وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت

                            فهمیدم گاهی هرگز نرسیدن

                                بهتر از دیر رسیدن است





باید خودم را ببرم خونه !
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد…
دلداریش بدهم ، که فکر نکند…
بگویم نگران نباش ، میگذرد
باید خودم را ببرم بخوابد…
من” خسته است …!





من بودم ، تو و یک عالمه حرف

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !

کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد


دست از پا خطا کنى تعویض میشوى همین حوالى کسى هست شبیه تو!

اینست پیام عشق هاى امروزى…



فقط پلی بودم برای عبورت 
 
فکر تخریب من نباش به آخر که رسیدی دست تکان بده 
 
خودم فرو می ریزم...





حرفش را ساده گفت:من لایق تو نیستم!
اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآورى کند یا خیانت خودش را توجیه؟!


این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... 
تظاهر به بی تفاوتی، 
تظاهر به بی خیـــــالی، 
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . 
چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
 


می گویند : شاد بنویس...!!
نوشته هایت درد دارند...!!
و من یاد مردی می افتم ، که با ویالونش...!!
گوشه ی خیابان شاد میزد...!!
اما با چشمهای خیس...!



 
دنیای آدم برفی دنیای ساده ایست
اگر برف بیاید هست
اگر برف نیاید نیست
مثل دنیای من
اگر تو باشی هستم
اگر نباشی .....! 

میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود...

اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید.




خاطرات را باید سطل سطل

از چاه زندگی بیرون کشید!

خاطرات نه سر دارند و نه ته

بی هوا می آیند تا خفه ات کنند

می رسند...

گاهی وسط یک فکر

گاهی وسط یک خیابان

سردت می کنند،داغت می کنند

رگ خوابت را بلدند،زمینت می زنند

خاطرات تمام نمی شوند...تمامت می کنند!! 

   تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی

آمده بودی ببینی من با جای خالیت چه می کنم . . .
   

بعضی چیزها را " باید " بنویسم

نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "

برای اینکه " خفه نشم "

همین !!



                                        دمش گرم




عکس های هیجانی
ادامه نوشته

اشکهایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید که قندیل می بندد... عجیب سرد است هوای نبودنت

rq1a7fmc1zk2g3ggkfc8.jpg

هی کافه چی؟؟؟؟ میزهایت رره کنی؟؟؟؟ همه تنهاییم

rpc0svptvfyzqio9yqmg.jpg

خدایا کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگی اش برای ما باشد و روزهای خوشی اش برای دیگری.

c49w22vczqiytk2js1jg.jpg


شکسته ام می فهمی؟ به انتهای بودنم رسیده ام اما اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشت لبخندی که خیلی درد می کند.

n0x1j93f349c040ujcc.jpg


گاهی نباید آه کشید ، ناز کشید ، انتظار کشید ، فریاد کشید ، تنها باید دست کشید و رفت

http://kocholo.org/img/images/83421411899509538807.jpg


siag26_400.jpg




بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟

بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.

چه تقدیر بدیست ! من اینجا بی تو می سازم و تو، آنجا با او می سازی...!!!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org