هیچ کس با من در این دنیانبود
هیچ کس مانندمن تنهانبود،
هیچ کس دردی زدردم برنداشت،
بلکه دردی تیزبردردم گذاشت،
هیچ کس فکرمراباورنکرد،
خطی از شعرمرااز برنکرد،
هیچ کس معتای آزاذی نگفت،
در وجودم ردپایم را نجست،
هیچ کس آن یاردلخواهم نشد،
هیچ کس دمساز و همراهم نشد،
هیچ کس جزمن چنین مجنون نبود،
در کلاس عاشقی دلخون نبود،
هیچ دردی را نکرد از من دوا،جز خدای من خدای من خدا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:47 توسط دخترک عاشق
|
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟