کاش کوک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود
.ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه این که مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم
.ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک نوازش همه چیز را فراموش می کردم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11:51 توسط دخترک عاشق
|
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟