
منــتـظــر قـــطـــــارم !
ديـــگر از اين شـهـــر ميخواهم سفر کنم !
چمدانم را بسته ام ، اگر خـــدا بخواهد امروز ميروم ...
منــتـظــر قـــطـــــارم !
امـــا نــــه در ايــســتــگــاه ،
روي ريــــــل قــطــــار . . .
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:51 توسط دخترک عاشق
|
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟