دیروز در دادگاه دلم.... ..        مغز منقاضی بود.......    متهم قلبم بود

جرم من عشقم بود.........   عشق من یاد تو بود......حق من اعدام بود.....

در دادگاه عشق...........      قسمم قلبم بود..........    وکیلم دلم.......

وحضار جمعی از عاشقان ودل سوختگان.................

قاضی نامم را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهای ومرگ..............

کنار چوبه دار از من خواستند آخرین خواسته ام را بگوییم و من گفتم به توبگویند

دوستت دارم................

فونت زيبا ساز